مسلم

تو سوره عشق مني، خوشم كه آيه توام

هر جاي عالم كه باشم، به زير سايه توام

دوبيتي هاي اشك من رو ديواراي كوچه ها

با خط كوفي مي نوشت: كوفه ميا كوفه ميا

گرفتار شهري شدم كه آدماش پوشالي ان

بويي نبردن از وفا تو خالي تو خالي ان

مي ترسم اينجا بچه هات اسير و دربدر بشن

دخترا بي بابا بشن مادرا بي پسر بشن

***

سرم بالاي داره و اگر چه من جون به لبم

يه غصه بيشتر ندارم همش به فكر زينبم

خوشم براي كربلا آقا منم توشه دارم

گوشه كنار قافله ات چندتا جگر گوشه دارم

الهي دخترم آقا فداي دخترت بشه

جون تموم بچه هام فداي اصغرت بشه

باز ؟

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

 

تمنای بی تو ؟

 

دل بی تو تمنا نکند کوی منا را

زیرا که صفایی نبود بی تو صفا را

 

یار من است

 

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردن او دید و در انکار من است

ای دوست

 

نا مهربانی را هم، از تو، دوست خواهم داشت

بیـهوده می کوشی بمانی مهربــان ای دوست

 

ما همه همسفریم!

بعد از سفر !

آنجا که دیگر نه من هستم

نه اثری از تو بر جای مانده

عشق می ماند و بس ...

(سید علی باقری(

س ...

تا همیشه سلام

روز مبادا

 

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونان که بايدند
نه بايد ها...

 

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخند هاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي کنم :
باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي داند ؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد !

 

* * *

 

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانکه بايدند
نه بايد ها...

 

هر روز بي تو
روز مبادا است !

 


برای همه شبهای لیلة الرغایب

اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم

اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل النقم

اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیر النعم

اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا

اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلا

اللهم اغفرلی کل ذنب اذنبته و کل خطیئه اخطاتها

طره

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو

ای گل خوش نصیب من بلبل خويش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

مهر رخت سرشت من خاک درت بهشت من
عشق تو سرنوشت من راحت من رضای تو

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو

باید استفاده بهینه کرد از دل

عشق کجاست ؟

مرا تنها برد

 

مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد

رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد

تو مپندار که مجنون سرخود مجنون گشت

از سمک تا به سمایش کشش لیلی برد

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه

ذره ایی بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم

او که میرفت مرا هم به لب دریا برد


جام صهبا ز کجا بود مگر دست که بود

که در این بزم بگردید و دل شیدا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود

که به یک جلوه ز من نام و نشان یکجا برد

خودت آموختی ام مهر و خودت سوختی ام

با برافروخته رویی که قرار از ما برد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی

خم ابروت مرا دیده و ز من یغما برد

همه دل باخته بودیم و هراسان که غمت

همه را پشت سر انداخت مرا تنها برد

 

بسم الله

 

سلام به آقا مدیر و بچه ها

خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم اینطوری شده

آخه چرا باید وبلاگ حذف بشه ؟

باشه

دیگه کاری نمیشه کرد

بیاین از اول شروع کنیم