تمدّد!

 

گاهی بیا کمی مکث کنیم

 

شاید این راه به مقصد

 

نمی رود!

 

 

*** نیازمندی های  آقای Rast ***
خوب!
ام م م ...!
خوب.... همه ابنای بشر در طول تاریخ گاه گاهی به زمان هایی برای تمدد اعصاب یا تمدد چیز های دیگرشان نیاز داشته اند!
باور کنید!
از آقای هرودوت فرنگی و جناب بطوطه خودمان ( البته پسرشان) هم می توانید سوال کنید! (و باز هم البته باید مقدار کمی با ارواح ارتباط نزدیک از نوع چندم داشته بوده باشید.... است)

خوب! اذعان می کنید که فی الواقع آقای Rast هم یکی از همین ابنای بشر در طول تاریخ است که گاه گاهی به زمان هایی برای تمدد اعصاب یا چیز های دیگرش نیازمند است.

***آگهی***

آقای Rast در این مدتی که می خواهد شبیه یکی از" همین ابنای بشر" به تمدد و کارهای دیگرش برسد دلش برایتان بسیار تنگ خواهد بود.
اما مشارالیه باید برود!  و به قول آقای سهراب" من که باید بروم . . . "
اما آقایRast قول می دهد در یکی از همین روز های میانی زمستان با چمدانی پر از  بهار برگردد و بگوید: "سلام های بهاری آقای Rast را پذیرا باشید"

پس تا آقای Rast برگردد جای مشارالیه را همواره خالی کنید!
و از او به نیکی یاد کنید!

و یک جمله به زبان نامادری آقایrast:

  There's a little ruth behind every just kidding , a little curiosity behind every just wondering
. a little knowledge behind every I don't know, and a little emotion behind every I don't care

حرف اول

روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند.آوازی شنید که ای ابوالحسن خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند؟

شیخ گفت:بار خدایا !خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرَم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجده ات نکند؟

آواز آمد:نه از تو، نه از من.(تذکرة الاولیاء)

او همان خدایی است که من می پرستمش و روزی هزار بار از پرستشش به خود می بالم.

مفاهمه یا همزیستی مسالمت آمیز

 بیا

حرف های هم را بشنویم

 بیا

 به عقاید هم احترام بگذاریم

 

 بیا بپذیریم!

دیگران هم درست مثل خود ما

ممکن است اشتبــــــــاه کنند.

 

"آرزوهای بزرگ آقای Rast"

آقای Rast این روزها! ام م م م م.... خوب این شب ها! تصور می کند چقدر رانندگی ملال آورتر شده است.
مشارالیه می پندارد: چقدر خوب می شد اگر تمام هم وطن های خوب و دوست داشتنی او به مزایای "قانون پذیری" و "حقوق شهروندی" ایمان داشتند.
او همچنین همیشه در یک حرکت شبه اسکیزوفرنیایی با خودش می گوید" شهرهای ما تنها سمبل هایی از یک شهر واقعی اند"
آقای Rast و نیز همچنین مثال هایی هم برای این حرف ها دارد اما مطمین است مخاطبین خوب و بسیار کار درست او،حتما مثال های زیباتری باید داشته باشند.

" آگهی"

امروز که آقای rast می خواست سوار تاکسی شود و به جمع نرگسی های خوب بپیونددددد...چشمش خورد به کامنتی که باعث شد لبخندی بزند و با خود بگوید: " چقدر حیف می شد اگر وبلاگی که باعث می شد"چه بامزه های" بسیاری را از مخاطبین خود بشنود، یکهو کرکره هایش را پایین می کشید "

خوب حالا هم اگر گمان می‌كنيد كه اين يادداشت، سر ِ آن دارد كه تشويق‌تان كند كه برويد و به وبلاگ صاحاب  تبریک بگویید که "چقدر خوب است که دیگر به کسی نمی گوییم" تمام شد" "خب، ام‌م‌م‌م‌م، بايد بگويم كه مثل هميشه درست فكر كرده‌ايد!
راستی آقای هنوز هم از خود می پرسد:"چرا تمام حادثه ها ناگهانی اند؟ "

 و یک جمله به زبان نامادری آقای Rast:

"The truly painful googbyes are the ones that are never said and never explaind"

 

یادگاری

 

 

بیا بخندیم

        بیا بخندیم

         بیا بخندیم

 

 

 

 

***چیز های آقای rast***

آقای rast استثنا این بار کاری نه به کار کواکب و نه به کار هیچ کس دیگری دارد!
البته بینندگان و حتی شنوندگان بسیار خوب و البته خیلی خیلی خوب، هم گواهی می دهند که آقای rast پیشتر از این ها هم زیاد با اوضاع کواکب و کار های هیچ کس های دیگری کار نداشت!
اجازه بدهید از کواکب و هیچ کس ها، دست به دست هم دهیم و باهم بگذریم...
خوب اما ایده اصلی این پست، شاید نیازی بود که آقای rast به دیدن تبسم های یادگاری دارد.
اوه! راستی آقای rast چقدر دلش برای دیدن تبسم های یادگاری تنگ است.
شما چطور؟

و یک نگاه از جای دیگر آن هم به زبان نامادری آقای rast:

Every time you win,some one else has to lose!
Don't play to win!!!

تمنای بی تو ؟

 

دل بی تو تمنا نکند کوی منا را

زیرا که صفایی نبود بی تو صفا را

 

حسین ...

زنگ!

 

بیا مواظب باشیم

 

 

دلمان زنگ نزند 

 

 

***اضافات آقای rast***

بهترین ورزش برای قلب خم شدن و کمک کردن به دیگران است.
باور کنید.این یک روش کاملا امتحان شده است برای آنهایی که" دچار ضعف قلبی" شده اند.
مشارالیه هر گونه تضمینی برای پاسخگو بودن چنین روشی می دهد.
خوب فکر می کنید اگر جواب نداد، چه؟
خوب این خیلی خوبست که چنین فکری می کنید.
آقای rast همچنان تا آنزمان اینجا منتظر می ماند و جای دیگری نمی رود؛ می توانید بیایید و به او بگویید:" آقایrast شما کاملا اشتباه کرده اید"
آقای rast هم با نهایت تواضع برای چنین خواننده بسیار محترمی، کلاه از سر بر می دارد و محکم می گوید:" اوه! ببخشید؛ من اشتباه کرده ام"


و یک مطلب بامزه به زبان نامادری آقای rast:

"Beauty without intelligence,is a masterpiece painted in a napkin"

گفتگو با خدا

 

 

گفتم:  چقدر احساس تنهایی میکنم.

گفتی:. ..من نزدیکم(بقره186)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم...کاش میشد بهت نزدیک بشم.

گفتی: هر صبح و عصر پروردگارت را پیش خودت، با خوف و تضرع و با صدای آهسته یاد کن.

(اعراف 205)

گفتم : این هم توفیق می خواهد!

گفتی:دوست نداری خدا ببخشدتان؟!(نور 22)

گفتم: معلومه که دوست دارم ببخشی منو.

گفتی: پس از خدا بخواهید ببخشدتان و بعد توبه کنید(هود 90)

گفتم : با این همه گناه؟!  آخه چیکار میتونم بکنم؟

گفتی: مگر نمیدانید خداست که توبه را از بنده هایش قبول میکند؟!(توبه 104)

گفتم : دیگه روی توبه ندارم..

گفتی: ولی خدا عزیز و داناست، او آمرزنده گناه است و پذیرنده توبه.(غافر3-2)

گفتم: با این همه گناه برای کدوم گناهم توبه کنم؟!

گفتی: خدا همه گناهان را میبخشد.(زمر 53)

گفتم: یعنی بازم بیام.؟بازم منو میبخشی؟

گفتی: بجز خدا کیست که گناهان را ببخشاید؟(آل عمران 135)

گفتم: نمیدونم چرا همیشه مقابل این کلامت کم میارم!آتیشم میزنه.. ذوب میشم و عاشق!

 توبه میکنم..

گفتی: خدا هم توبه کنندگان را دوست دارد.(بقره 222)

گفتم: چه کسی است برای من غیر از تو؟

گفتی: خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر 36)

گفتم: در مقابل این همه مهربونیت چیکار کنم؟

گفتی: ای مومنین.خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنیداو کسی است که

 خودش و فرشته هایش بر شما درود و رحمت  میفرستند تا شما را از تاریکی ها به سوی

 روشنایی بیرون بیاورند.خدا نسبت به مومنین مهربان است.(احزاب 43-41)

نرگس مست

 

از اونجایی که این وبلاگ یه مجمع گروهی هست

و در یک گروه اگر کس یا کسانی فعالیت کافی نداشته باشن

خود به خود از گردونه کنار گذاشته می شن

بنده هم برای آخرین بار از نفراتی که اسمشون به عنوان نویسنده این وبلاگ در کنار سایر عزیزان درج گردیده خواهش می کنم تا به نوشتن ادامه بدهند، البته منظورم در این وبلاگ هستش و نه فقط در وبلاگ اختصاصی خودشون !

در غیر اینصورت ...

 

امید وصال

 

مرا امید وصال تو زنده می دارد

اگر چه هر نفسم می کنند قصد هلاک

 

یا اباصالح (عج) نظری فرما بر این خسته دل

همینجوری های آقای rast

 

بیا روحمان را

بفرستیم به تعطیلات

 

پاریس مال ماست

و هرجای دیگری که بتوانی فکرش را کنی

 

سلام جناب مدیر
امیدوارم تعطیلات آخر هفته خوبی داشته بوده باشید....است!

باید بگویم چند وقتی که نبودید شایعات زیادی در نبود شما بود. حتی بعضی ها می گفتند رفته اید مشاور عالی آقای اوباما شوید.عده ای هم که دلشان برای یک شیرینی مفصل تنگ شده بود، می گفتند خانم سارا پیلین( معاون مک کین) از شما خواستگاری کرده است...
من نمی دانم آنها شیرینی می خواهند چرا می خواهند جوان مردم را بدبخت کنند آخر!!!
اما آقای rast و دیگر نرگسی ها همچنان به شما ایمان داشتند که نه! و با خود میگفتند"نه! آن انسان خیلی محترم از فرزندان آقای رستم خیلی قوی و خیلی خیلی با غیرت است"
البته درست است که rast به دلایل کاملا محترمانه نتوانست هیچ جایی برود اما کارهای بامزه ای برای خودش کرد که جای شما خالی

راستی غیبت موجه برایتان رد کنیم یعنی الان ؟

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

 

کاش مثل کودکی ها با هر بهانه کوچکی شروع به گریه می کردم تا اینگونه پر نباشم ...

پر از سکوت

پر از تنهایی

پر از بی بهانگی برای اشک ریختن

.

.

.


پ.ن:

بعد از مدتها فرصتی دست داد

(به قول عزیزی؛ وقتی از فلک دزدیدیم ) تا سری به وبلاگ بزنم

 

دعا کنید بتونم وقت بیشتری بذارم برای وبلاگ

و شرمنده عزیزان نباشم

 

یار من است

 

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز

هر که دل بردن او دید و در انکار من است