بیا

حرف های هم را بشنویم

 بیا

 به عقاید هم احترام بگذاریم

 

 بیا بپذیریم!

دیگران هم درست مثل خود ما

ممکن است اشتبــــــــاه کنند.

 

"آرزوهای بزرگ آقای Rast"

آقای Rast این روزها! ام م م م م.... خوب این شب ها! تصور می کند چقدر رانندگی ملال آورتر شده است.
مشارالیه می پندارد: چقدر خوب می شد اگر تمام هم وطن های خوب و دوست داشتنی او به مزایای "قانون پذیری" و "حقوق شهروندی" ایمان داشتند.
او همچنین همیشه در یک حرکت شبه اسکیزوفرنیایی با خودش می گوید" شهرهای ما تنها سمبل هایی از یک شهر واقعی اند"
آقای Rast و نیز همچنین مثال هایی هم برای این حرف ها دارد اما مطمین است مخاطبین خوب و بسیار کار درست او،حتما مثال های زیباتری باید داشته باشند.

" آگهی"

امروز که آقای rast می خواست سوار تاکسی شود و به جمع نرگسی های خوب بپیونددددد...چشمش خورد به کامنتی که باعث شد لبخندی بزند و با خود بگوید: " چقدر حیف می شد اگر وبلاگی که باعث می شد"چه بامزه های" بسیاری را از مخاطبین خود بشنود، یکهو کرکره هایش را پایین می کشید "

خوب حالا هم اگر گمان می‌كنيد كه اين يادداشت، سر ِ آن دارد كه تشويق‌تان كند كه برويد و به وبلاگ صاحاب  تبریک بگویید که "چقدر خوب است که دیگر به کسی نمی گوییم" تمام شد" "خب، ام‌م‌م‌م‌م، بايد بگويم كه مثل هميشه درست فكر كرده‌ايد!
راستی آقای هنوز هم از خود می پرسد:"چرا تمام حادثه ها ناگهانی اند؟ "

 و یک جمله به زبان نامادری آقای Rast:

"The truly painful googbyes are the ones that are never said and never explaind"