وقتی دل آسمان بارانی است من می توانم در پیاده رویی قدم زده باشم یا در گوشه ی دنج کافه ای وقت گذرانی کنم.
وقتی آسمان ابری است من می توانم بخندم یا نه! بگریم.
وقتی دل آسمان پر است من می توانم به حرفهایی فکر کنم که هرگز آنها را بر زبان نخواهم آورد.
وقتی آسمان بارانی است من می توانم به افق فکر کنم که هرگز به چنگ نمی آید.
وقتی باران می بارد من می توانم پرواز کنم.
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-
پی نوشت های بی ربط و با ربط:
۱.این جملات در جواب یکی از سوالات امتحانی ترم پیش نوشته شد.ترجمه ی بین نشانه ای از موسیقی بی کلام به متن ! ساز نواخته شده در کلاس هم ویلون بود ! حالا نمی دانم چقدر تِم آهنگ نواخته شده را انتقال می دهد !
۲.می دانی؟! قدم زدن تفریح عصر های بهاری و پاییزی من است. بهاری که دیگه رفت تا سال بعد اگه عمری باشه دوباره جادوم کنه.
۳.فصل امتحانات و این وضعیت نامعلوم و نه چندان خوشایند پایتخت! (این مورد اصلا سیاسی نیست.چون از الفبای سیاست حتی سین اش را هم بلد نیستم!!)
۴.یکی از شاهکارهای شعر انگلیسی می گوید:
Heard melodies are sweet ,but those unheard are sweeter