بیا کمی حوصله مان
از این حصـــارهای فولادی و سیمـانی
، سر برود!

بیا کــمی دلـمــــان بــــرای طــبـیـعت
، تنگ باشد!

بیا کمی برای سادگی های از دست رفته
،عزا بگیریم

بیا  کمی برای چوپان و نی و تنهایش
، غبطه بخوریم

 

  *** آرزوهای آقای Rast ***

درود های آقایRast را که پذیرا هستید؟
خب! مشارالیه باید اعتراف کند چقدر متعجب است وقتی می بیند نمی تواند در جمع نرگسی های خوب ننویسد!
ام م م ... خب اگر گمان می کنید که ایشان می خواهد از شما بخواهد که ایشان را به خاطر این مرخصی های گاه و بیگاه ببخشید، باید بگویم که مثل همیشه درست فکر کرده اید و اگر بازهم فکر کنید که کاسه ای زیر نیم کاسه این عذرخواهی ناگهانی! هست، بازهم باید به نشانه احترام کلاه از سر بردارم و برایتان ادای احترام کنم!!!
فی الواقع آقایRast امیدوار است بتواند چند وقتی از بعضی چیزها دور باشد و به دیدار یک انسان بسیار بسیار بسیار.... خوب! برود و از ایشان بخواهد که مشارالیه را بپذیرند برای بسیاری چیزها!

خب!
این مرخصی یک ماهه و چند روزه را باید به حساب مرخصی های استعلاجی بگذاریم دیگر نه؟

***صحبت های بلند بلند آقای Rast***

خب! آقای Rast به واسطه این بی جواب گذاردن های طولانی اعتذار می طلند و به دوستی که مدتها مطلبی نگارده اند، در گوشی مطالبی را ذیل همان کامنت، گفته اند اینجا هم بعضی چیزها را بلند تر می گویند که همه بشنوند:

آقای Rast درودهای خویش را از همین اتاق شیشه ای برای آقای" بنده خدا" می فرستد!
خب!
آقای Rast آنطور که شما در کامنت های گذشته نگاریده اید!( این هم یک کلمه جدید!) وارد بعضی مسائل نمی شود! باور کنید!!!مشارالیه فضاهای بی شماری را سراغ دارد که بتواند در آنها از خیلی چیزهای دیگر سخن بگوید اما در کنار این دوستان نرگسی، آقای Rast مشغول آبادانی fantastic world و یک عدد  Utopia بامزه و- البته به نظر خودشان- با خاصیت، هستند.
هرچند که همانطور که اگر یک بابایی بیاید و به برکه پر آرامش شما سنگی بیندازد،شما هرچه قدر هم که سعی کنید نمی توانید جلوی دوایر شعاعی موج ها را بگیرید! مشارالیه هم نمی توانند- بازهم به قول همان پدر خوب و مهربان آسمانی- جلوی دوایر شعاعی موج هایی که "دزدی آمد و سنگی انداخت و رفت" را بگیرد!
خب یعنی اینکه! این دوایر شعاعی بعضی مواقع به دنیاهای فانتزی هم می رسد!!!

اوه!
آقای Rast به نوعی آلزایمر زودرس جوانی مبتلا هستند! و کم مانده بود آدرس این عکس را فراموش کنند!
این عکس سیلوئت یا نگاتیو، عکس دره از جائی از یکی از روستاهاست که پنیر هایش بسیار معروف است. البته این را به حساب علاقه آقای Rast به طبیعت آنجا بگذارید و نه پنیر هایش!

و یک جمله به زبان نامادری آقای Rast:

In the last moments, people show you who they realy are(The dark knight - joker)