دوست باشد کسی که ...

 

دوست، دوست نیست مگر آنکه حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد

۱. در روزگار گرفتاری

۲. آن هنگام که حضور ندارد

۳. پس از مرگ

نهج البلاغه/ حکمت ۱۳۴

...

بیایید برای هم دوست باشیم

همین !


پ.ن:

تیتر مطلب برگرفته از اشعار استاد محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) ه :

دوست باشد کسی که در سختی                   باری از دوش دوســت بــــردارد

 نـــه کـــه ســــربار زحمـــت خود نیز                  بــر ســـــر بـــار دوست بـــگذارد

سومین تولد

 

سلام خدمت همه دوستان وبلاگی

یک سال دیگه هم گذشت

اگه آمار از دستم نرفته باشه

وارد سه سالگی وبلاگ شدیم، البته اگه به آرشیو وبلاگ نگاه کنین شاید به نظر برسه چند ماه بیشتر از عمر وبلاگ نمیگذره، ولی کسایی که قبلن ها هم سر می زدن یادشون هست که کل وبلاگ تو فروردین ماه امسال حذف شد و سعی و تلاش ما برای برگردوندن مطالب بی نتیجه موند.

سالی که گذشت به جز حذف وبلاگ که خیلی ناراحتمون کرد با خوشیها و ناراحتی های دیگه ای هم همراه بود که این وبلاگ پا به پای نویسنده هاش همراهیمون کرد.

یکی از متاثرکننده ترین حوادثی که تکان دهنده بود از دست دادن یکی از دوستانی بود که همیشه نظراتشون محفل آرای مطالب وبلاگ بود. ( خداوند روحشون رو قرین رحمت و مغفرت لایزال خویش قرار بده – انشالله-)

* اگه توفیق داشته باشیم و عمرمون کفاف بده در آینده نزدیک فراخوانی برای ختم قرآن کریم و تقدیم به روح یاس سفرکرده میذاریم تو وبلاگ.

...

از دیگر اتفاقات نقش بسته در وبلاگ، ازدواج چند تن از دوستان و آشنایان بود که حدود چند کیلویی ما رو غرق کرد تو شیرینی

که هنوز هم قند خونمون پایین نیومده !

...

الان هر چه قدر فکر می کنم چیز دیگه ای به نظرم نمیرسه و بازم حذف وبلاگه که ذهنم رو مشغول می کنه.

البته الان که این مطلب رو می نویسم دیگه تو اواخر روز هستیم ، قرار بود این مطلب رو دقایق اول روز یا بهتر بگم؛ دیروز شب بذارم اما کم خوابی های چند روزه طاقتی برام نذاشته بود که بیدار بمونم و مطلب رو تکمیل کنم.

و باز البته قرار بود چندتا از نویسندگان وبلاگ مطلبی درخور تولد وبلاگ بذارن اما مسافرت و خرابی رایانه مگه اجازه میده !!

حالا بی هیچ مقدمه ای :

«« تولد وبلاگ مبارک »»

تا بعد

 

شکیب

امروز اومده بودم که یه مطلب دیگه بنویسم

اما تو نظرات دیدم که یکی از دوستانی که به ما لطف دارند امر فرموده بودند که از مرحوم شکیبایی پستی داشته باشیم.

اطاعت امر باعث شد که این مطالب به نظر شما برسه.

     

مرحوم خسرو شکیبایی یکی از میشه گفت بهترین بازیگرانی بودند که نه در حد ستاره اما اکثر اوقات در حد خوبی ظاهر می شدند و همیشه در رده های بالای نقش آفرینی بودند.

من اولین چیزی که با شنیدن اسم خسرو شکابایی به یادم می افته این شعر با صدای خشک و خش دار و البته مهربون خسرو شکیبایی هست : {تیتراژ پایانی خانه سبز که شاید اکثر شما یادتون باشه}

" سبز سبزم ریشه دارم

من درختی استوارم

شور و عشق و شادی ام را

از خدایم هدیه دارم "

      

مطلبی که زیاد بهش برخورد کردم این بود : خسرو شکیبایی با فیلم "هامون" مشهور شد.

به نظر بنده فیلم "خواهران غریب" یکی از بهترین کارهای شکیبایی مرحوم بود که باعث محبوبیتش شد.

خدا رحمتش کنه


پ.ن:

تمامی مطالب بالا نظر شخصی اینجانب می باشد

قبلا عذر خواهی میکنم اگر نتوانسته باشم به خوبی حق مطلب را ادا نمایم.

در اولین شب جمعه ، شریک فیض کنیم روح او و همه رفتگانمان را با فاتحه ای !