گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

کاش مثل کودکی ها با هر بهانه کوچکی شروع به گریه می کردم تا اینگونه پر نباشم ...
پر از سکوت
پر از تنهایی
پر از بی بهانگی برای اشک ریختن
.
.
.
پ.ن:
بعد از مدتها فرصتی دست داد
(به قول عزیزی؛ وقتی از فلک دزدیدیم ) تا سری به وبلاگ بزنم
دعا کنید بتونم وقت بیشتری بذارم برای وبلاگ
و شرمنده عزیزان نباشم
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 21:18 توسط امید
|
سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم